شناسه متن : 144
1392/10/9 - 13:51 2013-12-30 13:51:00
سیرۀ پیغمبر یعنی سبک پیغمبر، متدی که پیغمبر در عمل و در روش برای مقاصد خودش به کار می‌برد. بحث ما در سبک پیغمبر است، در روشی که پیغمبر برای هدف و مقصد خودش به کار می‌برد. مثلًا پیغمبر تبلیغ می کرد. روش تبلیغی پیغمبر چه روشی بود؟ سبک تبلیغی پیغمبر چه سبکی بود؟

لزوم شناخت سبک و سیرۀ پیامبر (ص)

سیرۀ پیغمبر یعنی سبک پیغمبر، متدی که پیغمبر در عمل و در روش برای مقاصد خودش به کار می‌برد. بحث ما در سبک پیغمبر است، در روشی که پیغمبر برای هدف و مقصد خودش به کار می‌برد. مثلًا پیغمبر تبلیغ می کرد. روش تبلیغی پیغمبر چه روشی بود؟ سبک تبلیغی پیغمبر چه سبکی بود؟
آنچه در ادامه می آید خلاصه سخنرانی از استاد شهید مرتضی مطهری است تحت عنوان «سیرة نبوی» که در فروردین سال 1354 ایراد شده است. عنوان اولیة این بحث «منابع شناخت از نظر اسلام» بوده است که استاد پس از برشمردن چند منبع، سیرة اولیای دین را نیز به عنوان یکی از منابع شناخت از نظر اسلام معرفی نموده و از آنجا وارد بحث سیرة نبوی می شود.

معنی «سیره» و انواع آن
«لَقَدْ کانَ لَکمْ فی رَسولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یرْجُوا اللَّهَ وَ الْیوْمَ الْاخِرَ وَ ذَکرَ اللَّهَ کثیراً.» «1».

یکی از منابع شناخت که یک نفر مسلمان باید دید و بینش خود را از آن راه اصلاح و تکمیل بکند، سیره وجود مقدس پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله است.

... یکی از نعمت های خدا بر ما مسلمین و یکی از افتخارات ما مسلمین نسبت به پیروان ادیان دیگر این است که از طرفی قسمت بسیار زیادی از سخنان پیغمبر ما- که شک نیست که سخن ایشان است، یعنی متواتر و مسلّم است- امروز در دست است، در صورتی که هیچ یک از ادیان دیگر نمی توانند چنین ادعایی بکنند که به صورت قطع بگویند فلان جمله جمله ای است که از زبان مثلًا موسی علیه السلام و یا عیسی علیه السلام و یا یک پیامبر دیگر شنیده شده است؛ جملههای زیادی هست ولی آنقدرها مسلّم و قطعی نیست. و ما سخنان متواتر از پیغمبر خودمان زیاد داریم.

و از طرف دیگر تاریخ پیغمبر ما تاریخ بسیار روشن و مستندی است. در این جهت هم رهبران دیگر جهان با ما شرکت ندارند. حتی دقایق و جزئیاتی از زندگی پیغمبر اکرم به صورت قطع و مسلّم امروز در دست است که درباره هیچ کس دیگر چنین نیست...

... برای ما مسلمین، این منبع، چه منبع گفتار و چه منبع رفتار پیغمبر اکرم به صورت دو منبع بسیار مسلّم و تا شعاع بسیار زیادی قطعی- نه فقط ظنّی قابل اعتماد- وجود دارد.

حال، آنچه ما موظفیم از وجود پیغمبر اکرم استفاده کنیم، هم در گفتار است و هم در رفتار، هم در قول است و هم در فعل؛ یعنی سخنان پیغمبر برای ما راهنما و سند است و باید از آن بهره بگیریم، و همچنین فعل و رفتار پیغمبر.

عمق کلام پیغمبر صلی الله علیه و آله
عمده در کلمات بزرگان این است که نکات بسیار دقیقی که در این کلمات گنجانیده شده است، افراد بتوانند درک کنند، خصوصاً که پیغمبر اکرم درباره سخنان خودش فرمود (و عمل هم نشان داد):

اعْطیتُ جَوامِعَ الْکلِمِ «2».

خدا به من کلمات جامعه داده است. یعنی خدا به من قدرتی داده است که با یک سخن کوچک یک دنیا مطلب می توانم بگویم.

سخنان پیغمبر را همه می شنیدند ولی آیا همه می توانستند به عمق سخنان پیغمبر آنچنانکه باید، برسند؟ ابداً. شاید صدی نود و نهشان هم نمی رسیدند. خود پیغمبر اکرم ببینید چگونه مطلب را پیش بینی می کند. جمله ای دارد که مفاد آن این است:

سخنانی که از من می شنوید ضبط و نگهداری کنید و به نسل های آینده تحویل بدهید و بسپارید. ای بسا نسل های آینده و خیلی دور معنی حرف مرا بهتر بفهمند از شما که امروز پای منبر من هستید. ...

عمق رفتار پیغمبر صلی الله علیه و آله
در تفسیر و توجیه رفتار پیغمبر هم عیناً همین مطلب هست. همینطور که سخن پیغمبر معنی دارد و برای یک معنی ادا شده است، رفتارهای پیغمبر هم همه معنی و تفسیر دارد و باید در آنها تعمق کرد.

مخصوصاً با تعبیری که قرآن میگوید که در وجود پیغمبر اسوه و تأسّیای است برای شما، و وجود پیغمبر کانونی است که ما از آن کانون باید [روش زندگی را] استخراج کنیم. صِرف اینکه یک نفر بیاید کلمات پیغمبر را روایت کند [کافی نیست]. خیلی راوی ها هستند که چیزی درک نمی کنند. اینکه ما بیاییم تاریخ پیغمبر اکرم را نقل کنیم که پیغمبر اکرم در فلان جا چنین کرد کافی نیست، تفسیر و توجیه عمل پیغمبر مهم است. در فلان جا پیغمبر اینطور رفتار کرد، چرا اینطور رفتار کرد؟ چه منظوری داشت؟ پس همینطور که گفتار پیغمبر نیاز به تعمق و تفسیر دارد، رفتار پیغمبر هم نیاز به تعمق و تفسیر دارد.

معنی «سیره»
...«سیره» در زبان عربی از ماده «سِیر» است «3». «سیر» یعنی حرکت، رفتن، راه رفتن. «سیره» یعنی نوع راه رفتن. سیره بر وزن فِعْلَة است و فِعْلَة در زبان عربی دلالت بر نوع میکند. مثلًا جَلْسَه یعنی نشستن، و جِلْسَه یعنی سبک و نوع نشستن. و این نکته دقیقی است. سیر یعنی رفتن، رفتار، ولی سیره یعنی نوع و سبک رفتار. آنچه مهم است شناختن سبک رفتار پیغمبر است. آنها که سیره نوشته اند، رفتار پیغمبر را نوشته اند. این کتاب هایی که ما به نام «سیره» داریم سیر است نه سیره.

مثلًا سیره حلبیه سیر است نه سیره؛ اسمش سیره هست ولی واقعش سیر است. رفتار پیغمبر نوشته شده است نه سبک پیغمبر در رفتار، نه اسلوب رفتار پیغمبر، نه متد پیغمبر.

سبک شناسی
مسأله متد خیلی مهم است. مثلًا ...شعر سبک های مختلف دارد؛ شعر به سبک هندی داریم، شعر به سبک خراسان داریم، شعر مثلًا به سبک عرفان داریم، و سبک های دیگر. [در هنر هم] شاید ده ها سبک در دنیا وجود دارد و صنعت ها و هنرها هر کدام یک سبکی است. ...

از اینها بالاتر، می آییم سراغ تفکرات. ... یک عالم سبکش سبک استدلالی و قیاسی است، یعنی در همه مسائل از منطق ارسطویی پیروی می کند. ...یکی دیگر سبکش سبک تجربی است، مثل بسیاری از علمای جدید. ... یکی سبکش منقول است، یکی سبکش معقول است، یکی سبکش حسی است، یکی سبکش استدلالی است، یکی سبکش به قول امروزی ها دیالکتیکی است یعنی اشیاء را در جریان و حرکت میبیند، یکی سبکش استاتیک است یعنی اصلًا حرکت را در نظام عالم دخالت نمی دهد.

حال می آییم در رفتارها. رفتارها نیز سبک های مختلف دارد. سیره شناسی یعنی سبک شناسی. اولًا یک کلیتی دارد: سلاطین عالم به طور کلی یک سبک و یک سیره و یک روش مخصوص به خود دارند با اختلافاتی که میان آنها هست، فلاسفه یک سبک مخصوص به خود دارند، ریاضت کشها یک سبک مخصوص به خود دارند، پیغمبران به طور کلی یک سبک مخصوص به خود دارند، و هر یک را که جدا در نظر بگیریم [یک سبک مخصوص به خود دارد. مثلًا] پیغمبر اکرم یک سبک مخصوص به خود دارد.

...سیره پیغمبر یعنی سبک پیغمبر، متدی که پیغمبر در عمل و در روش برای مقاصد خودش به کار میبرد. بحث ما در مقاصد پیغمبر نیست؛ مقاصد پیغمبر عجالتاً برای ما محرز است. بحث ما در سبک پیغمبر است، در روشی که پیغمبر برای هدف و مقصد خودش به کار می برد. مثلًا پیغمبر تبلیغ می کرد. روش تبلیغی پیغمبر چه روشی بود؟ سبک تبلیغی پیغمبر چه سبکی بود؟ پیغمبر در همان حال که مبلّغ بود و اسلام را تبلیغ میکرد، یک رهبر سیاسی برای جامعه خودش بود. از وقتی که آمد به مدینه، جامعه تشکیل داد، حکومت تشکیل داد، خودش رهبر جامعه بود. سبک و متد رهبری و مدیریت پیغمبر در جامعه چه متدی بود؟ پیغمبر در همان حال قاضی بود و میان مردم قضاوت می کرد. سبک قضاوتش چه سبکی بود؟ پیغمبر مثل همه مردم دیگر زندگی خانوادگی داشت، زنان متعدد داشت، فرزندان داشت. سبک پیغمبر در زن داری چگونه بود؟ سبک پیغمبر در معاشرت با اصحاب و یاران و به اصطلاح مریدها چگونه بود؟ پیغمبر دشمنان سرسختی داشت. سبک و روش پیغمبر در رفتار با دشمنان چه بود؟ و ده ها سبک دیگر در قسمت های مختلف دیگر که اینها باید روشن بشود.

سبک های مختلف در رفتار
مثلًا رهبرهای اجتماعی و سیاسی، بعضی اساساً سبکشان یعنی آنچه که بدان اعتماد دارند، فقط زور است، جز زور به چیز دیگری ایمان و اعتماد ندارد؛ منطقشان این است: یک گره شاخ از دو ذرع دم بهتر است، یعنی غیر زور هرچه هست بریز دور، بعضی دیگر در سیاست و در اداره امور بیش از هر چیزی به نیرنگ و فریب اعتماد دارند: سیاست انگلیس مآبانه، سیاست معاویه ای. ...اینها را می گویند سَبْک: سبکی که به زور اعتماد میکند، سبکی که به نیرنگ اعتماد می کند، سبکی که به تماوت اعتماد می کند، یعنی خود را به موش مردگی زدن، خود را به بیخبری زدن. این هم یک سبکی است: سبک تماوت، یعنی خود را به مردگی زدن، خود را به حماقت زدن، خود را به بی خبری زدن؛ و عدهای با این سبک کار خودشان را پیش می برند.

بعضی سبکشان در کارها دفع الوقت کردن است، واقعاً به دفع الوقت اعتماد دارند. بعضی سبکشان بیشتر دور اندیشی است. بعضی در سبک خودشان قاطع و برنده هستند. بعضی در سبکشان قاطع و برنده نیستند. بعضی در سبک خودشان فردی هستند یعنی تنها تصمیم می گیرند. بعضی اساساً حاضر نیستند تنها تصمیم بگیرند، آنجا هم که کاملًا مطلب برایش روشن است باز تنها تصمیم نمی گیرند، و این مخصوصاً در سیره پیغمبر اکرم عجیب است: در مقام نبوت، در مقامی که اصحاب آنچنان به او ایمان دارند که می گویند اگر تو فرمان بدهی خود را به دریا بریزیم به دریا میریزیم، در عین حال نمی خواهد سبکش انفرادی باشد و در مسائل تنها تصمیم بگیرد، برای اینکه اقلّ ضررش این است که به اصحاب خودش شخصیت نداده؛ یعنی گویی شما اساساً فکر ندارید، شما که فهم و شعور ندارید، شما ابزارید، من باید فقط دستور بدهم و شما عمل کنید. آن وقت لازمهاش این است که فردا هر کس دیگر هم رهبر بشود همینطور عمل کند و بگوید: لازمه رهبر این است که رهبر فکر و نظر بدهد و غیر رهبر هر که هست فقط باید ابزارهای بلااراده ای باشند و عمل کنند. ولی پیغمبر در مقام نبوت چنین کاری را نمی کند. شورا تشکیل می دهد که اصحاب چه بکنیم؟ «بدر» پیش می آید شورا تشکیل می دهد، «احد» پیش می آید شورا تشکیل می دهد: اینها آمده اند نزدیک مدینه، چه مصلحت میدانید؟ از مدینه خارج بشویم و در بیرون مدینه با آنها بجنگیم یا در همین مدینه باشیم و وضع خودمان را در داخل مستحکم کنیم، اینها مدتی ما را محاصره می کنند، اگر موفق نشدند شکست خورده برمی گردند. بسیاری از سالخوردگان و تجربه کارها تشخیصشان این بود که مصلحت این است که در مدینه بمانیم. جوان ها که بیشتر به اصطلاح حالت غروری دارند و به جوانیشان برمی خورد گفتند: ما در مدینه بمانیم و بیایند ما را محاصره کنند؟! ما تن به چنین کاری نمی دهیم، می رویم بیرون هر جور هست می جنگیم. تاریخ می نویسد خود پیغمبر اکرم مصلحت نمی دید که از مدینه خارج بشوند، می گفت اگر در مدینه باشیم موفقیتمان بیشتر است؛ یعنی نظرش با آن سالخوردگان و تجربه کارها موافق بود، ولی دید اکثریت اصحابش که همان جوان ها بودند گفتند: نه یا رسول اللَّه! ما از مدینه می زنیم بیرون، می رویم در دامنه احد همان جا با آنها می جنگیم. جلسه تمام شد. یک وقت دیدند پیغمبر اسلحه پوشیده بیرون آمد و فرمود: برویم بیرون. همان هایی که این نظر را داده بودند، آمدند گفتند: یا رسول اللَّه! چون شما از ما نظر خواستید ما اینجور نظر دادیم، ولی در عین حال ما تابع شما هستیم. اگر شما مصلحت نمی دانید، ما بر خلاف نظر خودمان در مدینه می مانیم. فرمود: پیغمبر همین قدر که اسلحه پوشید و بیرون آمد، دیگر صحیح نیست اسلحه اش را کنار بگذارد. حالا که بنا شد برویم بیرون، می رویم بیرون.

غرض این جهت است که اینها سبک ها و روش های مختلف است که خوب است در قسمت های مختلف بررسی بشود. اینها فهرست های مختصری بود که برای شما عرض کردم.


پانویس ها:
(1) احزاب/ 21.

(2) امالی شیخ طوسی، ج 2/ ص 98 و 99.

 (3) لغت «سیره» را شاید از قرن اول و دوم هجری، مسلمین به کار بردند. گو اینکه در عمل، مورخین ما از عهده خوب بر نیامدند ولی لغت بسیار عالی ای انتخاب کردند. شاید قدیمترین سیره ها را ابن اسحاق نوشته که بعد از او ابن هشام آن را به صورت یک کتاب درآورده است. و می گویند ابن اسحاق شیعه بوده و در حدود نیمه قرن دوم هجری می زیسته است.

منبع: کتاب سیری در سیرۀ نبوی، ص37 تا 54.

 
انتهای پیام

دیدگاه ها