شناسه متن : 1116
1394/1/26 - 07:32 2015-04-15 07:32:00
کتاب انسان و ایمان، بخش اول از مجموعه «مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی» را تشکیل می‌دهد. استاد مطهری از وجوه تمایز انسان و حیوان آغاز می‌کند تا جایگاه ایمان را در انسانیت روشن نماید. استاد توضیح می‌دهد انسان در دو بعد بینش‌ها و گرایش‌ها از حیوان متمایز است. این دو بعد همان علم و ایمان است که ملاک انسانیت نیز محسوب می‌گردد.

انسان و ایمان

کتاب انسان و ایمان، بخش اول از مجموعه «مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی» را تشکیل می‌دهد. استاد مطهری از وجوه تمایز انسان و حیوان آغاز می‌کند تا جایگاه ایمان را در انسانیت روشن نماید. استاد توضیح می‌دهد انسان در دو بعد بینش‌ها و گرایش‌ها از حیوان متمایز است. این دو بعد همان علم و ایمان است که ملاک انسانیت نیز محسوب می‌گردد.
 
با توجه به وجوه مشترک انسان با حیوان و وجوه تمایز او از حیوان، استاد مطهری به طرح این پرسش می پردازد که چه رابطه ای میان زندگی مادی و زندگی فرهنگی انسان وجود دارد؟ کدام یک اصل است؟ کدام یک زیربناست؟
 
استاد هم در مورد فرد و هم در مورد جامعه، هر چند نقطه آغاز سیر تکاملی انسان را حیوانیت می داند اما مسیر تکامل را به سوی انسانیت می داند. بر این اساس به اعتقاد استاد، انسان آینده، حیوان فرهنگی است نه حیوان اقتصادی. انسان آینده، انسان عقیده و ایمان و مسلک است نه انسان شکم و دامن. طبق دیدگاه استاد مطهری واقعیت انسانی، هرچند همراه و در دامن تکامل حیوانی و مادی او رخ می دهد، به هیچ وجه سایه و انعکاس و تابعی از تکامل مادی او نیست و تعیین کننده سرنوشت نهایی انسان، سیر تکاملی اصیل فرهنگی او و واقعیت اصیل انسانی اوست.
 
استاد مطهری بعد از بررسی رابطه انسانیت انسان و حیوانیت او، به بررسی رابطه علم و ایمان می پردازد. او دیدگاهی که در جهان مسیحیت متأثر از تحریف عهد عتیق در این موضوع وجود دارد را طرح و نقد می کند و سپس نظر اسلام در این خصوص را تبیین می کند.
 
از نظر استاد، علم و ایمان مکمل یکدیگرند و هیچیک نمی تواند جانشین دیگری گردد. استاد مطهری با یادآوری خسارت های ناشی از نادیده گرفتن هر یک از علم و ایمان به آسیب شناسی دنیای معاصر با این معیار می پردازد.
 
استاد مطهری در ادامه به موضوع ضرورت پیوستن به یک مکتب و ایده می پردازد. به اعتقاد استاد  «تنها ایمان مذهبی قادر است انسان را به صورت یک مؤمن واقعی درآورد؛ هم خودخواهی و خودپرستی را تحت الشعاع ایمان و عقیده و مسلک قرار دهد و هم نوعی تعبد و تسلیم در فرد ایجاد کند. » استاد ویژگی های ایمان مذهبی را برمی شمارد. آثار و فوائد ایمان را در سه بعد ایجاد بهجت و انبساز، بهبود روابط اجتماعی و کاهش ناراحتی ها ذکر می کند. 
 
استاد طرح این پرسش را مطرح می کند  که  «چه ضرورتی است که انسان به عنوان یک فرد و یا به عنوان عضو یک جامعه پیرو یک مکتب باشد؟ آیا وجود یک ایدئولوژی برای فرد یا جامعه انسان ضروری است؟ » استاد برای پاسخ به این پرسش به معرفی دو گونه فعالیت های انسان- التذاذی و تدبیری- می پردازد. فعالیت های التذاذی انسان، همان فعالیت های ساده ای است که انسان تحت تأثیر مستقیم غریزه و طبیعت و یا عادت برای رسیدن به یک لذت و یا فرار از یک رنج انجام می دهد و در مقابل فعالیت های تدبیری کارهایی است که خودِ آن کارها جاذبه یا دافعه ای ندارند و غریزه و طبیعت انسان را به سوی آن کارها نمی کشاند، بلکه انسان یه حکم عقل و اراده به خاطر مصلحتی که در آنها نهفته استو یا به خاطر مصلحتی که در ترک آنها می بیند،آنها را انجام می دهد یا ترک می کند.
 
از دیدگاه استاد مطهری انسان هر اندازه از ناحیه عقل و اراده تکامل یافته تر باشد، فعالیت هایسش بیشتر تدبیری است تا التذاذی. انجام فعالیت های تدبیری نیازمند به طرح و برنامه و روش و انتخاب وسیله برای وصول به مقصد است. فعالیت تدبیری برای اینکه انسانی باشد، علاوه بر عقلانی و ارادی بودن، باید در جهت گرایش های عالی انسانیت نیز باشد. استاد مطهری  پس ازتوضیح درباره عدم کفایت عقل برای ارائه طرح کلی برای دستیابی بشر به همه مصالح زندگی می نویسد:
 
 «اینجاست که نیاز به یک مکتب و ایدئولوژی ضرورت خود را می نماید؛ یعنی نیاز به یک طرح کلی، یک طرح جامع و هماهنگ و منسجم که هدف اصلی، کمال انسان و تأمین سعادت همگانی است و در آن، خطوط اصلی و روش ها، بایدها و نبایدها، خوبها و بدها، هدف ها و وسیله ها، نیازها و دردها و درمان ها، مسئولیت ها و تکلیف ها مشخص شده باشد و منبع الهام تکلیف ها و مسؤولیت ها برای همه افراد بوده باشد. »  
 
استاد در ادامه برخی مسأله ها در خصوص تمایز ایدئولوژی ها  را مطرح می کند: انسانی یا گروهی بودن ایدئولوژی، وحدت یا تعدد فرهنگ، لازمه اتکای ایدئولوژی بر ارزش های انسانی، مطلق یا نسبی بودن ایدئولوژی از نظر زمانی و مکانی، و در نهایت حاکمیت اصل ثبات یا تغییر بر ایدولوژی.
 
بحث بعدی که استاد ارائه می کند لغزشکاه های اندیشه از نظر قرآن است. این لغزشگاه ها عبارت است از: تکیه بر ظن و گمان به جای علم و یقین، پیروی از میل ها و هواهای نفسانی، شتابزدگی، سنت گرایی و گذشته گرایی و بالاخره شخصیت گرایی.
 
موضوعی که در پایان این اثر آمده، معرفی منابع تفکر در اسلام است. طبیعت، تاریخ و ضمیر انسان سه موضوعی است که قرآن برای تفکر مفید و سودمند ارائه می دهد.
 

 

انتهای پیام

دیدگاه ها