شناسه متن : 1104
1393/8/21 - 13:52 2014-11-12 13:52:00
کتاب جهاد، حاصل چهار سخنرانی استاد شهید آیت الله مطهری است که در سال 1350 در مسجد الجواد تهران در جمع عمومی و به صورت هفتگی ایراد شده است. آنچنانکه از متن کتاب برمی‌آید، استاد مطهری در چرایی توجه به موضوع جهاد به این اشکال مطرح شده از سوی مسیحیت توجه داشته است که  «اسلام با تجویز جهاد، از خشونت طرفداری کرده است، اما در مقابل، مسیحیت، دین صلح است.»

جهاد

کتاب جهاد، حاصل چهار سخنرانی استاد شهید آیت الله مطهری است که در سال 1350 در مسجد الجواد تهران در جمع عمومی و به صورت هفتگی ایراد شده است. آنچنانکه از متن کتاب برمی‌آید، استاد مطهری در چرایی توجه به موضوع جهاد به این اشکال مطرح شده از سوی مسیحیت توجه داشته است که «اسلام با تجویز جهاد، از خشونت طرفداری کرده است، اما در مقابل، مسیحیت، دین صلح است.»
 
از دیگر شبهات مورد توجه استاد، تصور عدم سازگاری آزادی عقیده با جهاد ابتدایی است. این اشکال مطرح می شود که:  «مسلمین به واسطه همین اجازه قانونى از طرف اسلام با ملت ها وارد جنگ شدند و اسلام را به زور تحمیل کردند. جهادهاى اسلامى همه جهاد تحمیل عقیده بود، براى این بود که اسلام را به زور تحمیل کنند و اسلام هم به زور تحمیل شد. » 
 
 البته چه بسا در تحلیل انگیزه طرح این موضوع از سوی استاد، این نکته نیز قابل بیان باشد که پاسخ به اشکالات و شبهات دیگران، تنها زمینه ای بوده است برای پرداختن به یک ویژگی مهم اسلام که حتی اگر شبهات و سؤالات مرتبط نیز مطرح نمی شدند، باز هم استاد مطهری موضوع جهاد و مانند آن را مورد توجه قرار می دادند و آن ویژگی مهم،  «جامعیت اسلام » است. 
 
 «مى‏گویند مسیحیت این افتخار را دارد که هیچ اسمى از جنگ در آن نیست. اما ما مى‏گوییم اسلام این افتخار را دارد که قانون جهاد دارد. مسیحیت که جهاد ندارد. چون هیچ چیز ندارد، جامعه و قانون و تشکیلات اجتماعى براساس مسیحیت ندارد تا قانون جهاد هم داشته باشد. در مسیحیت چیزى نیست، چهار تا دستور اخلاقى است، یک سلسله نصیحت هاست از قبیل اینکه راست بگویید، دروغ نگویید، مال مردم را نخورید؛ این دیگر جهاد نمى‏خواهد... مسیحیت دایره‏اش محدود است و اسلام دایره‏اش وسیع است. مسیحیت از حدود اندرز تجاوز نمى‏کند، اما اسلام تمام شئون زندگى بشر را زیر نظر دارد، قانون اجتماعى دارد، قانون اقتصادى دارد، قانون سیاسى دارد، آمده براى تشکیل دولت، تشکیل حکومت؛ آن وقت چطور مى‏تواند ارتش نداشته باشد؟ چطور مى‏تواند قانون جهاد نداشته باشد؟ » 
 
این از امتیازات استاد مطهری در عرصه تبلیغ است که اولاً نسبت به سؤالات موجود در ذهن جامعه بی اعنتا نبود؛ بلکه به ارائه پاسخ مناسب اهتمام داشت و دیگر اینکه در پاسخ به سؤالات و شبهات رویکردی عقلانی داشت و به دنبال اقناع ذهن مخاطب بود و به همین دلیل در غیاب مبانی عقلی و نقلی سخن نمی گفت. استاد در مسیر پاسخ، تلاش می کرد تصویر جامعی از مسئله و مفهوم مورد نظر ارائه نماید.
 
ظاهراً مخاطبان مباحث جهاد، در مسجد الجواد، عموم مردم بوده اند. این نیز از ویژگی های نحوه حضور استاد در عرصه تبلیغ است که سطح مطالب خود را محدود به میزان آگاهی های مخاطب نمی ساخت. بلکه سعی می کرد با بیانی متناسب مخاطب، سطح آگاهی های او را ارتقا بخشد و نگاه او نسبت به مفاهیم دینی را عمق ببخشد.
 
استاد در ابتدای مباحث فهرستی از سؤالات مرتبط با موضوع جهاد را بیان می کند که ابهام زدایی از این حکم اسلامی تنها از مسیر پاسخ به آن سؤالات ممکن است. برخی از سؤالات پاسخی فقهی می طلبیده و برخی دیگر پاسخی کلامی. به همین دلیل کتاب استاد نیز اثری فقهی و کلامی محسوب می گردد.
 
پرسش هایی که استاد در این اثر مطرح نموده؛ عبارت است از:
 
مبنای مشروعیت جهاد کدام است؟
 
جزیه چیست؟
 
آیا با همه اهل کتاب می توان جنگید؟ 
 
آیا در حکم جهاد میان جزیره العرب و غیر جزیره العرب فرق است؟ 
 
آیا پیمان با کفار محترم است یا خیر؟
 
آیا حکم جهاد با آزادی عقیده منافات دارد یا خیر؟
 
استاد پس از طرح سؤالات مرتبط با موضوع جهاد، فلسفه و مبنای مشروعیت جهاد را توضیح می دهد. استاد مطهری با تفکیک بین تجاوز و جنگ از یک سو و بین صلح و تسلیم از سوی دیگر، تلاش کرده است مخاطب را به مفهوم صحیح جهاد نزدیک نماید. اول اینکه تجاوز، بد است نه جنگ و هر جنگی تجاوز نیست. و نکته دوم آنکه هر چند صلح خوب است، اما تسلیم و تحمل ذلت غیر از صلح است. 
 
استاد مطهری وجود حکم جهاد را از امتیازات اسلام برمی شمارد که از جامعیت آن خبر می دهد. بنابراین پیروان امروز مسیحیت به جای آنکه عدم وجود حکم جهاد را امتیاز اعتقادات خود بشمارند، باید آن را یک ضعف بدانند.
 
شهید مطهری در ادامه ضمن اشاره به برخی آیات مطلق جهاد، این قاعده را یادآور می گردد که در جمع فرامین مطلق و مقید، باید امر مطلق را بر مقید حمل نمود. به همین دلیل آیات مقید را نیز ذکر می کند تا محدوده آیات مطلق روشن شود.
 
از جمله قید هایی که از آیات جهاد می توان استخراج نمود، عدم تعدّی است که منظور از این قید آن است که فقط با مردمی که با شما می جنگند، بجنگید و در میدان جنگ بجنگید. قید دیگر که مورد جهاد را مشخص می کند و آن را مشروع می سازد کمک به مردمی است که در معرض ظلم قرار گرفته اند. قید دیگر، جهاد برای رفع فتنه است و منظور از فتنه، تلاش دشمنان است برای اینکه مسلمانان را از دین خود خارج سازند.
 
استاد در کنار آیاتی که موارد و محدودیت های جهاد را بیان می کند، به آیاتی اشاره می کند که حُسن و اهمیت صلح را نشان می دهد.
 
علاوه بر آیات یاد شده برخی دیگر از آیات نیز ذکر شده است که بر اکراهی نبودن ایمان صراحت دارد. بیان این دسته از آیات به این دلیل بوده که برخی با استناد به این آیات، مشروعیت جهاد ابتدایی را مورد سؤال قرار داده اند.
 
شهید مطهری بعد از ذکر این چهار دسته از آیات به تبیین این موضوع می پردازد که ماهیت جهاد، دفاع است. البته مصداق دفاع، تنها به دفاع در مقابل تجاوز دیگری به جان یک فرد یا حیات یک قوم و ملت نیست. دفاع از حیات، دفاع از مال و ثروت و سرزمین، دفاع از استقلال، دفاع از ناموس، همگی دفاع مشروع محسوب می گردد.
 
نکته مهم در تحلیل استاد این است که او جهاد ابتدایی را نیز مبتنی بر دفاع قابل تحلیل می داند. موضوع  دفاع در جهاد ابتدایی دفاع از حقوق انسانیت است. 
 
توضیح اینکه به تعبیر استاد  «ملاک تقدس دفاع این نیست که انسان باید از خود دفاع کند؛ بلکه ملاک این است که باید از حق دفاع کند. وقتی که ملاک  «حق » است چه فرقی است میان حق فردی و حق عمومی و انسانی؛ بلکه دفاع از حقوق انسانی مقدس تر است. » 
 
استاد مطهری توحید را نیز حقی عمومی می داند که به همین دلیل جهاد برای اقامه آن مشروع است. البته منظور از جهاد برای دفاع از حق توحید، تحمیل ایمان به آن نیست، چرا که به عقیده استاد، موضوعاتی مانند ایمان اجبارپذیر نیست. منظور از جهاد برای توحید، رفع مانع از آن است. به این معنی که گاه نیروی کفر مانع از آن می شود که دعوت و تبلیغ برای معرفی عقیده توحیدی و دین توحیدی انجام شود. در اینجا نه به قصد تحمیل عقیده، بلکه به منظور فراهم آوردن امکان تبلیغ و معرفی تعالیم دینی که جزء حقوق انسانی است، باید به مشروعیت جهاد حکم نمود.
 
استاد مطهری نقطه مهم اختلاف در زمینه جهاد ابتدایی را تفاوت در تحلیل جایگاه دین می داند که برخی تدیّن را امری سلیقه ای می دانند و برخی دیگر آن را جزء حقوق انسانی می شمارند که انجام وظیفه برای ادای این حق انسانی، گاه در قالب جهاد ظاهر می شود. نتیجه اینکه:
 
 «قرآن جهاد را منحصراً و منحصراً نوعى دفاع مى‏داند و تنها در مورد یک تجاوزى که وقوع پیدا کرده باشد اجازه مى‏دهد. ولى در جلسه پیش گفتیم نمى‏توان جهاد براى بسط ارزش هاى انسانى را ولو در خطر نیفتاده باشد محکوم کرد؛ و نیز گفتیم مسئله تجاوز مفهوم عامّى است، یعنى تجاوز لازم نیست تجاوز به جان انسان باشد، لازم نیست به مال باشد، لازم نیست تجاوز به ناموس باشد، لازم نیست تجاوز به سرزمین باشد، حتى لازم نیست تجاوز به استقلال باشد، لازم نیست تجاوز به آزادى باشد، اگر یک قوم به ارزش هایى که آن ارزش ها، ارزش انسانى به شمار مى‏رود تجاوز کند باز تجاوز است. » 
 

 

انتهای پیام

دیدگاه ها